کنار ساحل نشسته و داره با حساسیت خاصی با شنهای سفید ساحل واسه خودش قلعه می سازه
تو دنیای خودش چنان غرقه که زمان و مکان رو از یاد برده ...
هنوز ساختن قلعه اش کلی کار داره ؛ هوا دیگه تاریکه اما همچنان مشغوله و خسته نیست
موج بلندی میاد همه چیو با خودش می بره ...؟






